على صدرايى خويى

1996

فهرست نسخه هاى خطى كتابخانه عمومى آيت الله العظمى گلپايگانى قم ( فارسى )

از اول تا آخر ، نستعليق ، مؤلف ، شوال 1308 ، در اصفهان ، عناوين و نشانيها شنگرف ، نسخه در حاشيه تصحيح شده تغيير داده شده ، با حواشى مفصل به امضاء ( ) ، بعضى از عبارات خط خورده و نسخه وقف شده از مؤلف كه ساكن مدرس جده بزرگ اصفهان بوده است در تاريخ 1324 ق ، جلد : تيماج ، سرخ ، ضربى ، مجدول ، گرهى ، 306 برگ ، 23 - 27 سطر ، 5 / 15 * 5 / 22 سم الرجال - كتاب الابواب - رجال شيخ طوسى ( رجال - عربى ) طوسى ، محمد بن حسن ، 385 - 460 ق اين كتاب را به درخواست فردى كه او به ( شيخ فاضل ) تعبير مىكند ، تأليف كرده كه برخى مراد او راقاضى عبدالعزيز بن نحرير ابن البراج ( 481 ) دانسته اند زيرا شيخ طوسى برخى از تأليفات ديگر خود را نيز به درخواست او انجام داده است ، دراين كتاب اصحاب پيامبر و ائمه ( ع ) به ترتيب حروف درهر باب ذكر كرده و هر بابى را مختص يكى از ائمه قرار داده لذا به ( كتاب الابواب ) نيز معروف شده است . كتاب مختصرى است كه از اصول معتبره رجال شيعه محسوب مىشود . [ التراث العربى 3 / 82 ؛ الهيات مشهد 2 / 578 ؛ الذريعة 10 / 120 رقم 246 ] 6056 ) نسخه شماره : 1 / 4401 - 121 / 22 آغاز : الحمدلله حق حمده والصلوة على خير خلقه محمد وآله الطاهرين وعترته و سلم تسليما و بعد فانى قد اجبت الى ما تكرر سؤال الشيخ الفاضل فيه من جمع كتاب يشتمل على اسماء الرجال . انجام : باب النساء فاطمة بنت هارون بن موسى بن الفرات روى عنها التلعكبرى قالت سمعت جدى موسى بن الفرات يقول حدثنى محمد بن ابى عمير بكتاب عبدالله بن على الحلبى و لم يسمع منها غير هذا الكتاب قد تم . نسخ ، زين العابدين بن محمدتقى خوانسارى ، پنجشنبه 4 شعبان 1241 ، جلد : تيماج مشكى سوخت با ترنج و سر ترنج ، 75 برگ ، 20 سطر ، 15 * 21 سم رجال ابن داود ( رجال - عربى ) ابن داود حلى ، حسن بن على ، 647 - 740 ق از جمله كتابهاى معروف اين فن است و در آغاز طرق مشايخ خود را ذكر نموده و سپس رجال حديث رابه دوقسم ممدوح ومجروح تقسيم كرده و هر كدام اسامى برترتيب حروف اوائل آن همراه با رموز خاصى براى مصادر واسامى ائمه ، مرتب نموده است . ودرآخر هر كدام از دوقسم به فوائد رجاليه كوتاهى پرداخته است و بنام خويش كه رسيده ، شرح حال خود را آورده است . آن را درماه ذى حجة سال 707 درنجف به نهايت رسانيده و در برخى از مصادر به ( كشف المقال ) نامگذارى شده است . در آخر هم مولف بخشى را به ذكر راويان